فرق شرکت مهندسی نرم افزار با سبزی فروشی و یا چطور یاد بگیریم سفارش نرم افزار بدهیم (سخنی دوستانه با مشتریان حوزه نرم افزار ایران)

چند روز پیش بود که تلفنم زنگ خورد،

من : الو

شخص نامعلوم : سلام، شما برنامه اندروید مینویسید؟

من : بله، بفرمایید

ش.ن : به من گفتن که شما کارت خوبه برای همین به شما زنگ زدم.

من : لطف داشته هرکی اینو گفته بفرمایید چه کمکی از دستم برمیاد؟

ش.م : یه نرم افزار برای وب سایت شارژ … چقدر درمیاد؟

من : در وحله اول به این شکل دراومدم ۰٫o انگاری با آجر زده باشن توی سرم و برق سه فاز از کله م پریده بود بعد از چند ثانیه مکث به خودم اومدم پرسیدم، خب این نرم افزار چه ویژگیهایی میخواهید داشته باشه؟

ش.ن : خب مثل همه نرم افزارهای دیگه باشه که کار میکنن.

من : یعنی شما هیچ مشخصاتی یا تعریفی تو ذهنتون نیست؟

ش.ن : چرا ما مشخصات کامل رو داریم.

من : راستی شما جناب آقای؟

ش.ن : یک آقایی شما رو به من معرفی کرده.

من : خب اون آقا کیه؟

ش.ن : شماره تلفنش هست …..

من : خب اسم شریف خودتون چی بود؟

ش.ن : من “رحیم خالقی” هستم!(اسم این نبودش ولی …)

من : خب جناب رحیم خالقی من ایمیلم رو برای شما اس ام اس میکنم شما مشخصات کامل نرم افزاری که مد نظرت هست رو برای من بفرست.

و پایان مکالمه!

 

کد زدن برای غذا

سروروان گرامی، مشتریان ارجمند باور کنید یه فرق فوق العاده زیادی که بین سفارش نرم افزار با سفارش سبزی وجود داره در  نرم افزار پیچدگی هست، توی سبزی فروشی شما تشریف میبرین به مغازه مورد نظر و میگید سبزی آش میخوام که مواد لازمش مشخصه و یا سبزی خوردن و یا هر نوع سبزی که مد نظر شما هست که این نوع از سبزی صدها سال بلکه هزاران سال برای بشریت شناخته شده بوده و نیاز به تخصص خاصی نداره یا حداقل این بشر دوپا اینقدر تو این چندصد سال سعی خطا کرده که الان در بحث سبزی خبره شده و امروزه خیلی راحت میتونه اون رو بپیچونه! و به مشتری تحویل بده.

اما صنعت نرم افزار در کل جهان کلاً کمتر از ۵۰ ساله که پا گرفته تو کشورمون خیلی خوشبینانه میتوان گفت که ۲۰ سال هست که به این صورت امروزی در اومده پس به ما خادمان خودتون این فرصت رو بدین تا بفهمیم شما دقیقاً چه چیزی مد نظر دارید.

بحث تولید نرم افزار مثل خلق یک اثر هنری میتونه تشبیه بشه، مثل خلق یه نقاشی یا موسقی و یا در بهترین حالت یه فیلم یا سریال تلویزیونی، شما بعنوان یک تهیه کننده نیاز به پیدا کردن یک کارگردان دارید، کسی که بتونه ابزارها و یا شاید افراد خودش رو مدیریت بکنه و بتونه چیزی رو که مد نظر شما هست به شما تحویل بده.

برای اینکه یک کارگردان بتونه برروی ساخت یک اثر هنری کار کنه نیاز به یک دستمایه(زیاد بحث رو فنی نمیکنیم) داره، دستمایه دقیقاً همون چیزی هست که بعنوان مشخصات کلی تهیه کننده باید تهیه بکنه و بده دست کارگردان!

مبحث دیگه ایی که خیلی مهمه و واقعاً صنعت نرم افزار رو بخصوص صنعت نرم افزار نویسی مستقل تو ایرون رو تحت تاثیر خودش قرار داده بحث مالی هست، مشتریان گرامی اصلاً به این بحث توجه نمیکنن یک برنامه نویس هم مثل اونها اول از همه یک آدامیزاده که دقیقاً مثل اونها داره تو همون جامعه زندگی میکنه با خرج و مخارج مشابه.

اینکه ما یه شب پنجشنبه میریم بیرون و خودمون و خانوادمون رو در یکی از رستورانهای شهرمون مهمان یک شام لذیذ میکنیم با فرض چهار نفره بودن خانواده چیزی نزدیک به ۲۰۰هزار تومن برامون درمیاد اما از طرفی وقتی یک برنامه نویس برای نوشتن یک اثر هنری که باید رو اون فکر و ذهنش رو متمرکز کنه اگر از ما مبلغی کمتر از ۱ میلیون تومان درخواست کنه برای یک ماه کارکرد خودش و ما اون رو به حساب گران فروشی اون شخص بذاریم و بگیم که میدم یکی دیگه بنویسه با قیمت پایینتر از اینها، به نظرم کمی بی انصافیه.

در مورد اینکه پروژه های نرم افزاری رو بشه به اشخاص مختلف واگذار کرد تا انجام بدهند، بله کاملاً حق مشتری هست که بتونه انتخاب بکنه، اما کیفیت و نوع کار نرم افزارهای تجاری یک عرف خاص خودش رو داره مثل همه صنوف که براساس خدمتی که ارائه میدهند براساس عرف خودشون با مشتری حساب میکنند، اما اینکه برفرض یک بچه ۱۶ ساله میگه من میتونم یه نرم افزار حسابداری بنویسم که مثل فلان برنامه حسابداری کار کنه و آخ هم نگه و با قیمتی فوق العاده پایینتر از قیمت فلان برنامه، اینجاست که من یاد مثلی میفتم با این مضمون “روی سرکچل کسی کار یادگرفتن”.

کلام آخر

اگر واقعاً وقتتون و پولتون براتون ارزش داره به نظرم قبل از رفتن به اصل مطلب یعنی ساخت نرم افزار به دنبال یک مشاور بگردید حدالامکان کسی که ۷-۸ سالی در زمینه تولید نرم افزار فعالیت کرده و پروژه های موفقی هم ارائه داده و یا در مراکز شناخته شده کار کرده و رزومه قابل توجهی در این زمینه داره.

توصیه من به شما انتخاب اشخاصی هست که هم برنامه نویسی بدانند و هم روابط عمومی و هم یک علم دیگه به غیر از ایندو.

حال چرا باید یک برنامه نویس مشاور روابط عمومی هم داشته باشه؟ چون در این حالت شما با فرشته نجات خودتون مواجه شدید، برنامه نویسی به دلیل ذات انزوا طلبانه ایی که در خودش داره، اشخاص رو درونگرا و کم حرف میکنه و گزینه کم حرف بودن برای یک مشاور نرم افزار اصلاً نمیتونه خوب باشه.

علم دیگه ایی بغیر از نرم افزار و روابط عمومی: اون علم میتونه مستقیماً ربط به نیازهای شما داشته باشه و یا کلاً بی ربط باشه اما اگر برنامه نویسی با این خصوصیات پیدا کردین مطمئن باشید که ۸۰درصد راه رو طی کردید، چون علوم دیگه بغیر از نرم افزار نشان دهنده دید باز اون برنامه نویس به دنیای اطراف خودش هست و این دقیقاً همون چیزی هست که صنعت و دنیای واقعی و بخصوص شما به اون احتیاج دارید.

امیدوارم در این چند سطر خارج از طنز نامتعارفی که در کلامم بود، راهنمایی هرچند کم در مورد سفارش سرویس در صنعت نرم افزار کرده باشم.

4 فکر می‌کنند “فرق شرکت مهندسی نرم افزار با سبزی فروشی و یا چطور یاد بگیریم سفارش نرم افزار بدهیم (سخنی دوستانه با مشتریان حوزه نرم افزار ایران)

  1. مهدی

    سلام
    به نظرم باید اصل Separation of Concerns به طور جدی در مورد مشتری و برنامه نویس اجرا بشه .
    برنامه نویس یک رابط با ویژگی های مشخص داشته باشه که هر پروژه در قالب اون رابط بهش ارائه بشه و نیازی نباشه که خودش درگیر تفسیر حرف های مشتری بشه .
    از طرف دیگه یه آدم خیــــلـــــی صبور هم در خارجی ترین لایه باشه و با مشتری حرف بزنه و خواسته هاش رو مکتوب کنه.جوری که مشتری بدون اینکه خودش رو درگیر مسائل برنامه نویسی کنه از نیاز هاش حرف بزنه .
    نــه ؟

    پاسخ
    1. vahid نویسنده

      این روش که گفتی توی شرکتها اجرا میشه، ولی اگر کسی میخواد مستقل کار کنه خودش باید همه چی رو کنترل کنه.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*