بایگانی ماهیانه: خرداد ۱۳۹۴

مذخرفاتی به اسم مدیران شرکتهای بزرگ به کام آدمهای کوچک

چند وقتی هست تو لیندکین بین کاربران بطور مشخص ایرانی یه سری نقل قول رد و بدل میشه و اکثراً هم به رهبران و مدیران شرکتهای بزرگ دنیا منسوب میشه من واقعاً نمیدونم اون شخصیت چنین حرفی زده یا نه و یا اصلاً برفرض هم زده باشه آیا اون حرف درست بوده یا نه. چیزی که خیلی من رو در تعجب فرو میبره حماقت بی حد و مرز یکسری به اصطلاح تحصیل کرده هست که اینطور صحبت ها رو سرلوحه زندگی خودشون قرار میدن و اتفاقاً ضربات سنگینی رو در دراز مدت به خودشون میزنند شاید اگه ۱۰ سال پیش یکی از این حرفها میزد و من شنونده میبودم خیلی تحت تاثیر قرار میگرفتم و حتماً پیش خودم میگفتم عجب آدم موفقی کما اینکه واقعاً اینطوری هم برام اتفاق افتاده بوده اما بعد از گذشت ۱۰ سال و مشاهده سرنوشتون بعد از ۱۰ سال به جد میتونم بگم این مهملاتی که بعنوان جملات موفقیت و کامیابی امروز بین جامعه ایرانیها داره رد و بدل میشه چیزی جز پوچی و بی خودی خوش بودن نیست!

همین الانی که دارم این متن رو مینویسم یکی از این عکسها رو بصورت نقد از لیندکین کپی میکنم و اینجا میذارم :

چرت و پرت

چرت و پرت

این جمله چی میگه : نقش یک رهبر کنترل افرادش و یا بربالای هرچیزی ایستادن نیست(نباید همه چیز را بداند) بجای آن باید راهنمایی کند و انرژی بدهد و شوق ایجاد کند.

اینکه واقعاً این حرف رو آقای جک ولچ زده باشه یا نه یک طرف ماجراست طرف دیگر ماجرا این هست که این حرف چقدر میتونه درست باشه!

بیایید یه نگاه به شرکتهای بزرگ آی تی بکنیم :

مایکروسافت, بیل گیتس بعنوان یکی از موسسان و رهبر این شرکت خود یک برنامه نویسی ارشد بود و تا سالیان متمادی برروی تمامی اجزای سیستم اشراف داشت(بر بالای همه چیز ایستاده بود)

اپل, استیو وزنیاک بعنوان کمک موسس شرکت اپل برروی همه چیز اشراف داشت و عملاً اپل پیشرفت فنیش رو مدیون یکی از موسسان خودش هست و نه کارمند شرکتش!!! و البته استیو جابز هم بعنوان بازاریاب و طراح خودش کارهاش رو میکرد و نه کارمندش!!!

اوراکل, دومین شرکت نرم افزاری دنیا بعد از مایکروسافت که موسس اون آقای لری الیسون بوده ایشون هم برنامه نویس شرکت خودش بوده و اتفاقاً هنوز معماری سیستمش رو خودش طراحی میکنه.

به نظرتون واقعاً میشه به نقطه بالایی رسید بدون تلاش و زحمت؟ فقط با رهبری کردن گروه و مذخرف گفتن؟به نظر من که نمیشه.

نکته اخلاقی :

این مذخرفات جایی خریدار داره که تنبلی بیداد کنه و کسانی پیرو این مهملات میشن که آدمهای تنبلی باشند و به نظر شخصی خودم کسی که تنبل باشه و بخواد مثل زالو زندگی کنه طبعاً جامعه رو هم میخواد تبدیل به جمعی از زالو ها بکنه.

دلیلی که تو ایران ما واقعاً پیشرفت چشمگیری نمیکنیم شاید بخاطر همین دست نگاههای زالو گونه به جامعه هست.

ما کم سوادان

این مطلب رو عیناً از روزنامه شرق کپی میکنم اینجا چون شدیداً بهش اعتقاد دارم و اینکه میخوام تو آرشیوم باشه.

الف) پر واضح است که سواد به معنی خواندن و نوشتن یا تحصیلات‌عالی و آکادمیک، مراد نیست. سواد را که به معنی دانستگی و جویای ادراکی نو در میان دانسته‌های دیگران‌بودن بگیریم، خواهیم دید چه‌بسیار مهندسانی که در رشته‌شان دکترا گرفته‌اند یا بسیار پزشکانی که تخصص و فوق‌تخصص دارند، اما به غایت بی‌سوادند. چندسال پیش دوستی اصرار داشت مسئولیتی را در یکی از نشریات لایف‌استایل [سبک زندگی] برعهده بگیرم. به او گفتم آن جنس کاری که تو از من می‌خواهی با کم‌سوادی مخاطبت نمی‌خواند. اتفاقا گفت غالب مخاطبان ما پزشک و… هستند. بدیهی است دکتر و فوق‌لیسانس و… که فرهنگ و سواد فرهنگی و دانسته‌های جمعی او از هضم رابع گذشته باشد و شوق به تحصیل این دانستن و… در زمان و ذهنش جایگاهی ندارد، آدم باسوادی نیست.

ب) کم‌سوادیم چون تیراژ کتاب در ایران بدل به یک جوک دست‌سوم بی‌مزه شده که دیگر تذکردادن و بحث‌کردن و… هم در آن بی‌اثر است. این تیراژهای ۵٠٠، ۶٠٠ تایی که برخی مربوط به کتب اشخاصی است که حداقل نیم‌قرن است می‌نویسند یا ترجمه می‌کنند، بیانگر کم‌سوادی ما و مؤید این نکته است که با دانستن و فهم فرهنگی بیگانه‌ایم.
ما کم‌سوادیم چون حتی بخش فرهنگی طبقه متوسط شهری نیز فیلم‌های روز یا دیروز سینمای جهان را پیگیری نمی‌کنند. لازم نیست مردم دغدغه سینمایی داشته باشند. ما مشتری سریال‌های ترکی هستیم. به همین سادگی.

تأسف‌آور‌تر از این تیراژهای مضحک، تلاش رسما مذبوحانه مؤلفان و مترجمان است که در این وانفسا بدل شده‌اند به ویزیتور و مشتری‌جورکن و بازاریاب درجه ششم کتاب‌های خود! و بیا و ببین چه دست‌وپاهایی که نمی‌زنند در فضای مجازی و فضای مطبوعات و… که شاید بتوانند چهار نفر را متقاعد کنند به خرید کتابشان. شأن مترجم و مؤلف هم در این میان گم‌گشته‌ای بیش نیست. رسما شوخی است. ناگفته پیداست که در فضای اینترنتی هم دوستان اغلب لایک می‌کنند و کتابی نمی‌خرند و این مسئله، به درام بلکه به تراژدی کتاب و سواد و فرهنگ در کشور ما رنگ کمدی هم می‌زند. کمدی سیاه یا طنز تلخ؟ کدام تعبیر را می‌پسندید؟

ج) ما کم‌سوادیم. چون نه عموم که حتی بخش فرهنگی طبقه متوسط شهری نیز فیلم‌های روز یا دیروز سینمای جهان را پیگیری نمی‌کنند. قطعا از آغاز دهه ٩٠ دیگر هیچ تبی در این زمینه در اجتماع قابل رؤیت نیست. دوستی را می‌شناسم که فیلم‌های سینمای جهان را از او می‌گیرم. مغازه‌ای کوچک داشت در فرهنگی‌ترین خیابان تهران. آن را بست. خودش می‌گفت لازم نیست مردم دغدغه سینمایی داشته باشند. بر فرض ٢٠٠ فیلم قابل بحث تاریخ سینما یا صد فیلم مطرح جهان یا… را بخرند. اگر ١٠ فیلم بر‌تر سینمای جهان و هرسال چندفیلم روز را می‌خریدند، من یک طبقه از این پاساژ را به‌نام ‌زده بودم! ایراد از دانلود هم نیست. ما مشتری سریال‌های ترکی هستیم. به همین سادگی. تیتر روزنامه‌ها را اگر در هفته‌های اخیر بازبینی کنید، لابه‌لای آن مکرر به وضعیت بد اقتصادی سینمای ایران اشاره شده. مردم ما سینما هم نمی‌روند. دلیلش هم فقط سانسور یا… نیست. دغدغه یا حوصله‌اش نیست.

د) به گمانم استفاده کالاهای فرهنگی اعم از فیلم، کتاب، ‌موسیقی، تئا‌تر و… هیچ‌گاه از بدل به عادت روزانه ما نشده. نمی‌گویم دغدغه یا دل‌مشغولی یا علاقه…، نه. یک عادت ساده اما نهادینه‌شده. از این‌رو اگر در سایر نقاط جهان تکنولوژی فراگیر می‌شود، عادات فرهنگی سر جای خود، با‌‌ همان قوت باقی می‌ماند اما در ایران ماهواره و اینترنت جایگزین کتاب، سینما، تئا‌تر و… می‌شود.
ما کم‌سوادیم چون اگر شلواری در آن سوی جهان با خشتکی در حوالی زانو و کمری در زیر باسن مد شود، با چنان سرعتی میان بخشی از ما فراگیر می‌شود که حیرت می‌کنی. گویی با یک کلیک، نصب در محل، تحویلت می‌دهند اما اگر از ظهور کتاب الکترونیکی در جهان سال‌ها بگذرد، اینجا ژست و پز آن را هم نمی‌بینی.

اظهرمن‌الشمس است که ما در فضای سایبری دنبال کتاب و فیلم و… نیستیم. ما آنجا کم‌سواد، جوزده و سطحی، صرفا زمان را سر می‌بریم و وقت می‌کشیم. حتی این موج‌سواری ما در‌‌ همان حوزه هم عیان است. در سال ٩٣، رسما فیس‌بوک از مد افتاد و اینستاگرام مد شد. (دقت کنید، مد شد.)
ه) ما کم‌سوادیم چون بر فرض مثال اگر شلواری در آن‌سوی جهان با خشتکی در حوالی زانو و کمری در زیر باسن، مد شود، با چنان سرعتی میان بخشی از جماعت ذکور ما فراگیر می‌شود که حیرت می‌کنی. گویی با یک کلیک، نصب در محل، تحویلت می‌دهند اما اگر از ظهور e-book (کتاب الکترونیکی) در جهان سال‌ها بگذرد، اینجا انگار حتی بویی یا ادایی یا ژست و پز آن هم راه نمی‌یابد.

و) ما مردم کم‌سوادی هستیم. تیراژ مطبوعات در ایران به خودی‌خود یک طنز تمام‌عیار است. ملاحظه‌های مطبوعاتی و پرهیزهای حرفه‌ای اجازه نمی‌دهد و گرنه اگر تیراژ قابل اعلام و اعلان باشد، خواهید دید با جمع‌زدن تیراژ دو، سه روزنامه وزین قابل بحث کشور به عددی می‌رسیم که بیشتر مناسب صرفا یکی از مناطق ٢٢ گانه تهران است! نه کل تهران و نه سراسر کشور. همه ماجرا هم به فضای بسته و سانسور و… ربط ندارد. از روز ازل در مطبوعات در ایران تا امروز کمتر دوره‌ای فضا باز و آماده روزنامه‌نگاری بوده است. شاید در مجموع دو سال فضای مناسب داشته‌ایم. پس محدودیت‌ها همیشه بوده‌اند اما این بی‌اقبالی از سوی مخاطب مشخصا از دهه ٩٠ عیان است و نتیجه چنان شده که گاهی آدم می‌اندیشد قلم‌زدن در مطبوعات یک خودگویی و خودخندی بیش نیست.

مؤخره: یقه تکنولوژی را نگیریم و بی‌سوادی خود را در همگامی با سرعت روز جهان پنهان نکنیم. این اینترنت‌های کلنگی ما که حتی ١٢٨ آن را هم سرویس‌دهنده محترم با یک کرور آدم، اشتراکی در اختیارمان می‌گذارد و مدام کَمیت لنگی دارد و هزار مصیبت، با اینترنت در هیچ‌کجای جهان قابل‌قیاس نیست. اما به تیراژ کتاب در کشورهایی که سرعت نتشان رنگ از رخسار نید فور اسپید می‌برد، نگاهی بیندازید. به تیراژ مطبوعات در همین پاکستان بنگرید. به فروش فیلم‌ در سایر کشور‌ها نظری کنید. به رونق تئا‌تر، به اوضاع موسیقی، به….

ما افراد کم‌سوادی هستیم. یک‌بار هم که‌ شده وضع اسفبار خود را ببینیم، توجیه نکنیم. از دولت و وضعیت ارض و سما شکوه نکنیم، بر نهان و آشکار خود چشم بگشاییم و با اعتراف به واقعیت، گام اول را جهت تصحیح خود برداریم.

نوشته : علی میرمیرانی در روزنامه شرق

*عنوان مطلب چیز دیگری بوده اما من این عنوان را بیشتر میپسندم.

مروری کوتاه بر visual studio code مخصوص osX

ظاهراً مایکروسافت متوجه شده که سیاستهای انحصار طلبانه ش در زمینه برنامه نویسی وب/دسکتاپ (برای موبایل تا زمان نگارش این متن جایگاه خاصی نداره) دیگه جوابگو نیست و اگر بخواد همپای دیگر رقبای خودش مثل java  یا c یا php حرکت کنه باید پلتفرم محبوب خودش یعنی .net رو واقعاً port کنه به پلتفرمهای دیگه و نه مثل ۱۰ سال قبل که روی کاغذ ادعا میکرد که چون داره از کد میانی استفاده میکنه پس میتونه همه جا اجرا بشه البته در کنار دات نت پروژه مونو که البته بخش قابل توجهی از اون رو شرکت ناول انجام داد رو نباید نادیده گرفت ولی پروژه مونو خیلی نتونست تاثیر به سزایی در گسترش محصولات مایکروسافت در حوزه آی تی بذاره برای نمونه هیچ اکستنشن قابل قبولی برای اجرا شدن پروژه های وب دات نت برروی وب سرور آپاچی ارائه نشد در حالی که برای php یه همچنین اکستنشنی مخصوص iis تولید شده بوده و یا جاوا که جای خود دارد و شاید دوباره بحث کردن در مورد آن تکرار مکررات باشد!

ویژوال استودیو کد

ویژوال استودیو کد

محیط برنامه نویسی پی اچ پی phpstorm8

محیط برنامه نویسی پی اچ پی phpstorm8

 

در هرصورت امروز موفق به نصب اولین نسخه از محیط visual studio code  شدم محیطی که برخلاف سلف خود یعنی visual studio محیط فوق العاده ساده ایی داره در حدی که در نگاه اول هر برنامه نویسی کاملاً ناامید میشه از کاری که مایکروسافت کرده در واقع شما با هیچ محیط gui editor و یا محیط طراحی دیتابیس بصری روبرو نیستید فقط و فقط یک ویرایشگر متن  تقریباً پیشرفته در اختیار دارید که البته یکسری مزایایی هم دارد و البته صد ها کمبود.

در زیر من مقایسه کوتاهی بین visual studio code osX و jetbrains php storm8 خواهم داشت.

از نظر بصری محصول مایکروسافت خوش تراش به نظر میرسه و نحوه رندر کردن فونتها در استودیو کد خیلی بهتر از رقیبش هست.

از نظر اسکرول کردن واقعاً لذت بخشه کار با استودیو کد به نظرم jetbrains هنوز باید رو زمینه رندر کردن و اسکرول کردن خودش خیلی بیشتر کار کنه.

بخش بندی کد در استودیو کد وجود نداره در حالی بهترین نوع بخش بندی رو jetbrains ارائه میده که اون رو انتخاب حرفه ایی ها کرده.

در زمینه کلیدهای کوتاه و رسیدن به جای جای کد در کمترین زمان ممکن مثل همیشه برنده این مسابقه  jetbrains هست و مایکروسافت حتی در محصول اصلی خودش یعنی ویژوال استودیو هم از این ویژگی کم بهره هست. فکر میکنم تعداد کسایی که دلشون بخواد فقط با کیبورد تو مایکروسافت کار کنن خیلی کمه! ظاهراً خود ویژوال استودیو رو هم فقط با کمک موس برنامه نویسی کردند!!!

محیط استودیو کد خیلی شبیه sublime شده و البته با ساپورت فارسی خیلی خوب چیزی که php storm8 و intellij 14.1 کماکان از اون بی بهره هستند من نمیدونم یعنی هیچ شرکت جدی که خط راست به چپ استفاده کنه  به jetbrians نگفته که این مشکلش رو از ریشه حل کن؟

برای برنامه نویسی دات نت در محیط اپل حتماً باید کدها رو از package managerهایی نظیر brew یا npm بگیرید یا با دست کامپایل کنید هنوز سولوشون قابل اعتمادی برای اینکار از طرف مایکروسافت ارائه نشده. البته قول داده تو asp.net5 اینکار رو بکنه که باید منتظر باشیم.

من خودم به شخصه اینکار رو نکردم چون سلامت محیط برنامه نویسی و اجرا برا مهمه با توجه به unstable بودن brew در برخی از مواقع ترجیج دادم درگیر issue ticketingهای brew نشم!

نتیجه :

مایکروسافت هنوز خیلی راه پیش رو داره تا در زمینه ویرایشگر متن به غولی مثل jetbrains برسه و شاید هم هیچوقت نتونه اون رو بگیره!

در زمینه توسعه پلتفرم خودش برروی سکوهای غیرخودی به نظرم خیلی خیلی کند عمل کرد. حداقل باید ۵ سال پیش که mvc خودش رو بعد از تاخیر ۴ ساله از جنگو و ریلز منتشر کرد میبایست این پلتفرم رو برای محیطهای *نیکس آماده میکرد و باعث سرخوردگی برنامه نویساش نمیشد.

به نظر نمیرسه مایکروسافت بتونه سهم قابل توجهی از بازار وب *نیکس رو کسب کنه مگر اینکه پکیجهای فراوونی مثل جم های ریلز و یا پکیجهای کامپوزر برای پی اچ پی منتشر کنه که عملاً با یه همچین روحیه ایی در میان برنامه نویسان مایکروسافتی مواجه نیستیم در ضمن یک اکستنشن خیلی قدرتمند برای آپاچی و انجین اکس و لایت اچ تی تی پی دی نیاز هست که بتونه در محصولات خصوصی مثل سی پنل هم به درستی اجرا بشه و اونها بخواهند که اینکار رو خودشون انجام بدهند و بصورت باندل این اکستنشن رو در نسخه های خودشون به روز بکنند. که اینها همش زمانبر خواهد بود و فکر میکنم جای بازیگران اصلی در  حوزه سرویس دهنده های وب به این راحتیها عوض نخواهد شد!