بایگانی ماهیانه: آذر ۱۳۹۳

سطحی نگری در عمق

امروز جایی بودم که میبایست تجربه خودم رو در تدریس به اشتراک میذاشتم, غرق کار بودم و وقتی کار تمام شد و موقع خداحافظی شد یکی از کسانی که اونجا بود باب صحبت رو باز کرد مبنی بر تعریف و تمجید! بعد با حالت کنجکاوانه ایی پرسید که تیزهوشان دبیرستان میرفتی. من خنده ایی کردم و گفتم کارنامه مم چیزی غیر از این به من میگه و اون شخص با حالتی توام با ناباوری و تمسخر به من نگاه کرد و گفت برنامه نویسی خیلی دیدم اما مثل شما نه!

چیزی نگفتم و با خنده از این فاجعه فرهنگی رد شدم مثل بقیه مشکلات فرهنگی که فقط میشه بهشون لبخند زد اما گفتم شاید اینجا برا خودم بنویسیم بلکه آروم تر بشم.

بله من همون شاگرد متوسط کلاسهای درس دوران دبیرستان کشورم هستم که هیچوقت با خیلی از مفاهیم درسی که جلوش گذاشتن ارتباط برقرار نکرد نه اون موقع که ۱۵-۱۶ سالم بود و نه حتی حالا که دوباره برمیگردم و نگاه میکنم به گذشته. مشکل اصلی فقط این نبود در کنارش کاراکترهای عجیب و غریب برخی از اساتید هم هنوز برام نامفهومه و اینکه خودشون هم نمیدونستن که ما چرا اینهمه باید مطلب غیرمرتبط رو یه جا بخونیم در حالی که قراره کمتر از ۴ سال در بدبینانه ترین حالت همه اونها رو فراموش کنیم.

بله من دقیقاً همون پسربچه ایی بودم که شاید بالغ بر ۱۰ سال پیش به طرز مسخره ایی در کنکور پایین ترین نمرات ممکن رو کسب کرد تا خیلیها به زعم خودشون فکر کنن این پسر به درد هیچکاری نمیخوره. اما بعد از گذشت ۱۰ سال و نگاه کردن به کارنامه خودم حداقل خودم که خیلی ازش راضیم و فکر میکنم فقط همین مهمه!

اما سطحی نگری که در جامعه ما وجود داره دردآوره اینکه همه یک عدد متر دست گرفتن و تواناییهای شما رو با اون اندازه میگرند به زعم این دسته از افراد, شما اگر رتبه زیر ۱۰ کنکور باشی این خیلی عالیه چون شما میتونی همه کار بکنی اما من دقیقاً نقض این حرف رو چندوقتی هست دارم میبینم که البته اگر به چشم هم نمیدیدم برام مهم نبود چون بهش اعتقادی ندارم.

من نمیدونم این ابزار سنجش ما ایرانیها از کجا اومده و چرا تداوم پیدا کرده با وجود عواقب ناخوشایندی که برروی جامعه ما گذاشته. مثلاً نگاه کنید همین الان شما کافیه یه وسیله خیلی ساده تون تو خونه خراب بشه اگر اون وسیله گارانتی داشته باشه و به شرکت گارانتی زنگ بزنین که براتون تکنسین بفرسته به این تناقض احتمال خواهید رسید که اون آقا/خانم تکنسین طبعاً چون براساس متر جامعه مجبور بوده بزرگ بشه پس حتماً یه لیسانسی چیزی از یه جایی برا خودش جور کرده (تا اینجا مشکلی نیست) مشکل از جایی شروع میشه اون تکنسین بزرگوار خودش رو متخصص در امور جاریه میدونه غافل از اینکه حتی معنی کلمه تکنسین رو هم نمیدونه چه برسه به اینکه تخصصی داشته باشه در زمینه مربوطه و اگه کمی تعارف به ریشش بمالید و براش چایی,قهوه ایی چیزی بیارید میتونه براتون ادعا راه اندازی یک کارخونه از وسیله مذکور رو هم بکنه! اینطور سطحی نگریها نشات از نبود یه سیستم نخبه گرای درست در سطح جامعه هست و فقط سیستم آموزش مقصر نیست این تک تک ما هستیم که مقصر اینطور سطحی نگری هستیم.

دقیقاً مشکل اینجاست که آدم وقتی درس میخونه اولین چیزی رو که باید بفهمه اینه که هرچی بیشتر میفهمه بیشتر به نادادن بودن و غافل بودن خودش باید پی ببره و کمتر ادعا کنه و درشتی کنه و یا متر دست بگیره برای اندازه گرفتن تواناییهای بقیه.

من فکر میکنم کلاسهای دانشگاهی ما یه کلاس اصول و فلسفه اخلاق و موازین حرفه ایی بودن کم داره چیزی که صبح تا شب به خیلی از هموطنانمون گوشزد کنه که شما اگه اینو خوندی تازه رسیدی اول خط یعنی اول نقطه نادانی یعنی جایی که باید خیلی از معیارهای جامعه عوام رو کنار بذاری و به عقلت رجوع کنی. اما ظاهراً در کنار اینکه خیلی به علم بعضی ها اضافه نمیشه از بعضی چیزهای دیگه شون هم ظاهراً داره کم هم میشه.

در کنار بحث اخلاق و فلسفه به نظرم یکی از دلایل عدم پیشرفت واقعی جامعه من  از همین در هپروت “سطحی نگری در عمق” بودن نشات میگیره جایی که ما باید به این باور برسیم که بابا ما واقعاً عقبیم باید بجنبیم تا به یه جایی برسیم اما فعلاً مدرک رو عشق است! اتیکتهای واهی رو عشق است!

جای دوری نمیرم و مثال از همین صنعت نداشته نرم افزار میزنم : نگاهی کنید به اکو سیستم های نرم افزارهای اپن سورسی که در کل دنیا تشکیل میشه و کلی سرمایه جمع میکنن, حالا از اینور هم به اکو سیستم نرم افزارهای کماکان بسته وطنی نگاه کنید که فقط خرج تراشی میکنن.

فکر میکنم دیگه بس باشه.

پ.ن : توسعه گر نرم افزار با برنامه نویس فرق داره.

 

موسقی را مانند هکرها گوش کنیم

چطور مثل یک هکر موسقی گوش کنیم

همیشه طرفدار پندورا بودم حتی وقتی که اسپاتیفای خیلی صدا کرد.

پندورا یک سرویس موسقی هست که فقط برای آی پی های ایالات متحده کار میکنه که فکر نمیکنم مشکل لاینحلی باشه, نتیجتاً دربارش توضیحی نمیدم.

با پندورا میتونید شبکه ایی میکس شده از موسقیهایی که دوست دارید رو بسازید و اینکه یه کمی هم باهوشه مثلاً وقتی موسقی هایی در یه سبک خاص رو گوش کنید موسقی بعدی که میاره رو هم از همون سبک براتون میاره منظورم این نیست که اگه داشتید cat stevens گوش میکردید یهویی بره led zeppelin بیاره منظورم اینه که میره تو سبک soft rock مشابه گامهایی که  یوسف اسلام داشته براتون موسقی پیدا میکنه پس یه خورده هم باهوشه.

اما یه مشکلی داشتم و اون اینکه همیشه باید مرورگر باز میبود تا این سرویس بتونه موسقی پخش کنه مضافاً براینکه هی وسطش برام تبلیغ میاورد و یا هر یکساعت یه بار میگفت اونجا هستی یا رفتی!!! در واقع حالت Idle هم داشت و بدتر از همه اینکه برای همه اینکارها نیاز به فلش پلیر داشت همون piece of softwareیی که من خیلی ازش بدم میاد و تصمیم گرفتم رو لپتاپ جدیدم عمراً نصبش نکنم!

داشتم میگشتم دیدم یه کلاینت تحت کنسول برای *نیکس/ویندوز برای این سرویس محبوب ساخته شده.

برای اجرا کردنش اگه تو *نیکس هستید کافیه چندتا خط دستور بنویسید اگر هم تو ویندوز هستید نصبش کنید!  و دیگه شما هم مثل هکرها موسقی گوش کنید اطلاعات بیشتر :

http://6xq.net/projects/pianobar/

بعد از نصب تحت کنسول بنویسید :

pianobar

بعد از وارد کردن نام کاربری و پسورد میتونید برای خودتون کانال بسازید و …. برای اینکه راهنمای کار با برنامه براتون ظاهر بشه کافیه کلید ? رو فشار بدین.

برای اینکه آمریکایی به نظر برسید دستور زیر را اجرا کنید و بقیه قضایا….

nano ~/.config/pianobar/config

و خط زیر را بنویسید

control_proxy = http://165.225.xxx.xxx:80

توجه کنید که سرور واسط باید http ساپورت باشه.

پ.ن : در صورتی که نحوه نصب قدم به قدم رو میخواید این زیر کامنت بذارین والا من فرضم اینه که شما از من هکر تری 🙂

happy listening

خرید اینترنتی

نقدی بر پرتالهای فروش اینترنتی ایرانی

چند روزی هست قیمت دلار به هر دلیلی کمی بالا و پایین شد, چندوقتی هم هست من دنبال یه مدل کالا هستم و به دلیل اینکه هرروز وقت ندارم برم تو بازار ترجیح دادم اینترنتی خرید کنم نتیجتاً سعی کردم اینترنتی سرچ کنم و اینکارم مصادف شد با واقعه بالا و پایین شدن قیمت ارز. اینجا بود که اتفاق جالبی رو شاهد بودم. یکی از بزرگترین پرتالهای فروش اینترنتی, اجناس خودش رو به مدت ۲الی ۳ روز ناموجود کرد. تا اینجای قضیه خیلی مهم نیست بهرحال هرکس صاحب اختیار مال خودشه اما قضیه از یه دریچه دیگه جالب میشه اگر فرض کنیم :

همه فقط و فقط از طریق پرتالهای اینترنتی شروع به خرید اجناس کنند و بازار سنتی رو به زوال بذاره فکرش رو بکنید یه روز از خواب پا میشید و میخواید یه کالا خرید کنید و اون سایت تصمیم گرفته که دیگه نفروشه فرقی هم نداره که اون کالا استراتژیک باشه یا نباشه اصلاً فرض کنید گرونترین جنس موجود در دنیای آی تی که اصلاً هم استراتژیک نباشه و فقط مورد نیاز یه قشر خاص باشه. وقتی اون سیستم که بعنوان تنها حامی پرتالی فروش اینترنتی ایران شناخته میشه و تصمیم بگیره که اون کالا نباشه دیگه باید فاتحه دسترسی به اون کالا رو تا مدت نامشخصی خوند! این دقیقاً اون قسمت بد داستانه. اینکه:

اولاً مسئولان یه همچین سیستمی اصلاً تعهد ندارند به حفظ تعادل بازار و هر زمان که دلشون میخواد یه کالا رو ناموجود میکنند.

دوماً هیچ آلترناتیو خوبی برای رقابت با این سیستم وجود نداره که بخواد باهاش رقابت کنه.

برای همین ترجیح میدم گاهی از بازار سنتی ساپورت کنم و همه خریدهام رو از یه سایت انجام ندم, توصیه میکنم شما هم نکنید چون دست اندر کاران بعضی از این پرتالها ظاهراً چیزی به اسم اخلاق حرفه ایی تو کارشون نیست پس به نظرم بهتره اطلاعات به قولی disperse (پراکنده) باشه یعنی اینکه : همه کسبه سنتی بالاخره نون به نرخ روز نمیخورن و میشه پیدا کرد کسانی رو که کمی وجدان داشته باشن حتی اگه بخوان جنسشون رو گرونتر بفروشن اما همون روز بفروشن!!!

به نظرم تو بازاری که هیچگونه تعهدی برای مشتری وجود نداره بهتره که همون سنتی بود و بقولی به دنبال نظمِ در بی نظمی بود.

نتیجه اینکه : هیچوقت تخم مرغهاتون رو تو یه سبد نذارید بخصوص تو سبد آدمهای بی تعهد!!!