بایگانی ماهیانه: آبان ۱۳۹۳

نمایش لوس و بیمزه کارآفرینی در تلویزیون

چند روز پیش بود داشتم اخبار یکی از این شبکه های تلویزیونی خودمون رو نگاه میکردم نوبت یه گزارش از یک همایش کارآفرینی در یک از دانشگاههای به نام ایران رسید، گزارشگر خیلی با آب و تاب با چند تا جوون داشت صحبت میکرد و همینطور زیرنویس میرفت پایین صفحه با این مضامین : “فضای دوستی بین رقبا در کارآفرینی”!!! “فضای همدلی دربین کارآفرینان”!!! و البته مجری هم در راستای زیرنویسهای پایین صحفه مشغول تهیه گزارش.

من متعجب بودم یعنی اون مجریه نمیدونه فضای رقابت چقدر سنگینه و هیچ دوستی درش وجود نداره؟

فرض کنید همه کارآفرین ها با هم دوست باشند! خب اونوقت همه خیلی خوشحال میرن خونه هاشون و چیزی تولید نمیشه که!!! میشه همین وضعی که ما داریم! همه با هم پفک تولید میکنند در فضای دوستی و همدلی!

فرض کنید بین کارآفرینان همدلی باشه! پفک و بستنیشون اونوقت همش یه مزه میده که!!!

یکی از اصولی که تو کارآفرینی وجود داره رقابته و به نظرم رقابت هیچوقت دوستی ایجاد نمیکنه اونم از نوع سنگین و دست رو شونه همدیگه انداختن! ندیدم و نخوندم جایی که برفرض موسس مایکروسافت و موسس اپل در مورد یه کار مشترک برا همدیگه پپسی باز کنند.

اگر رقابت وجود نداشته باشه، که نوع آوری دیگه وجود نداره! اگر همه با هم همدل باشند که هیچوقت اینهمه تنوع تو زندگیمون ایجاد نمیشد.

به نظرم همین گزارشها باعث شده که همه پفکها و چیپسهامون بشه یه شکل و یه مزه!!!

واقع بین بودن در این موارد خیلی مهمه، چون باعث میشه اون تازه کاری که میخواد وارد این حوزه بشه بفهمه داره تو چه فضایی قدم میذاره، بفهمه رقابت یعنی چی. اینکه بخوایم هرچیزی رو ملیح و روح نواز کنیم تا مثلاً در محل کار کسی چیزی به ما نگه و یا بازخواست نشیم از طرف نظارت، خبر از همون عدم شناخت کافی از فضای کار رو میده.

جناب گزارشگر و تهیه کننده عزیزی که آب میبندین به خیک برنامه هاتون منم مثل خود شماها چند وقتی رو تو صدا و سیما بودم و میدونم مدیران بالا دستی خیلی کاری به کسی ندارند مگر اینکه پا رو خط قرمزهای تعریف شده بگذارید، یه سوال از شماها دارم نگفتن مزخرفاتی مثل “فضای دوستی بین کارآفرینان” کدوم یکی از خط قرمزهای سازمانه؟ حداقل اگه نمیخواین واقعیت رو نشون بدین اراجیف نبافید!

 

آینده انسان، آیا در گرو هوش مصنوعی خواهد بود؟

چند وقتی هست که بطور خاصی ذهنم به سمت رویارویی هوش مصنوعی و انسان کشیده شده بطوری که هرزمانی که وقت پیدا کردم دوره کردن فیلمهای علمی-تخیلی در این ژانر رو از قلم ننداختم، سری ترمیناتور،سری ماتریس و این آخری هم فیلم “برتری“.

وجه مشترک همه این فیلمها وجود نوعی هوش “خود آگاه” هست که انسان رو دشمن خودش میدونه و برای از بین بردن اون تلاش میکنه. اینکه بشریت برای راحتتر شدن کارهاش چطور بی مهبا تلاش میکنه به جایگاهی که شاید محکوم به تباهی هست، برسه برای من جالبه. اگر به اخبار کامپیوتر علاقه داشته باشین حتماً شنیدید که سالیانه چقدر هزینه میشه برای بهبود تفکر بخشیدن به ماشین.

مثلاً کمتر از دو ماه پیش اعلام شد کمپانی IBM تونسته کامپیوتری با توان پردازش مغز انسان بسازه لینک : http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-2720004/IBM-develops-computer-chip-one-million-neurons-functions-like-human-brain.html

یا شرکتی به نام vicarious تونسته سیستم هوشمندی بسازه برای شناسایی عکسهای کپچایی که بعضاً برای انسان هم تشخیص اونها سخته!

تمام این بحثها صرفاً  مربوط به هوش مصنوعی و یادگیری ماشین  مربوط نمیشه بلکه ریشه در نحوه استفاده ما از شبکه های اجتماعی و امکانات جدیدی داره که ما هرروز بصورت دیوانه وار از اونها استفاده میکنیم. چراکه تمامی سیستمهای هوشمند که نمونه بارز اون خود ما انسانها باشیم نیاز به “داده” داریم برای باهوش شدن و پیشرفت کردن و طبعاً میدونید وقتی در سایتهای اجتماعی شروع به ورود اطلاعات میکنیم در واقع داریم به جمع آوری اطلاعات در مورد خودمون کمک میکنیم و یا وقتی کامپویترهامون رو در درون جیبمون میذاریم و یا به مچ دستمون میبندیم و یا حتی در کفشمون جایگذاری میکنیم طبعاً اجازه میدهیم که بیشتر به حریم شخصی ما نفوذ بشه.

به نظرتون به کدم سمت پیش میریم؟ آیا واقعاً با خوشحالی تمام در حال ساخت موجودی برتر از خودمون هستیم؟ آیا سالیانه میلیونها دلار در مراکز علمی جهان سرمایه گذاری میشود تا هرچه زودتر فقط عده معدودی از ما زنده بمونند؟ آیا سرآخر کسانی مثل “تیم برنرزلی” که شروع کننده تفکر “open-data” هستند مورد سرزنش قرار خواهند گرفت؟

پ.ن : این بحث اونقدر جدی هست که افرادی مثل “ایلان ماسک” و “استفان هاوکینگز” در موردش صحبت کردند و اون رو پیش کشیدند، شاید بد نباشه کمی جدی تر به آینده خودمون فکر کنیم.

شکلات یا چطور ویندوز را قابل تحملتر بکنیم

اگه شما هم مثل من جزو اون دسته از آدمهایی هستید که مجبورید با ویندوز کار کنید در حالی که *نیکس رو بیشتر دوست دارید به خاطر خیلی چیزهاش از جمله package managerهای اون. ابزار “شکلات” زندگی تحت ویندوز رو قابل تحمل تر میکنه!

این ابزار نیاز به powershell داره و با اسکریپت زیر که بایستی در console نوشته بشه برروی سیستم شما نصب میشه :

@powershell -NoProfile -ExecutionPolicy unrestricted -Command “iex ((new-object net.webclient).DownloadString(‘https://chocolatey.org/install.ps1’))” && SET PATH=%PATH%;%ALLUSERSPROFILE%\chocolatey\bin

کافیه متن بالا رو تو کامند اجر کنید بعد از چند ثانیه choco.exe برروی سیستم شما نصب حالا از این به بعد کافیه تحت کنسول دستور بدین!

مثلاً اگه curl میخواین نصب کنید کافیه بزنین :

choco install curl

حالا بهتر میشه این ویندوز ناکارآمد رو تحمل کرد!