بایگانی ماهیانه: شهریور ۱۳۹۲

رزومه های سفید و کارهای برباد رفته!

Student Job Search - Volunteer jobs - work experienceمدتی میشه که به بازار کار ایران برگشتم و در عین حالی که این بازار رو از بسیاری جهات بکر و دست نخورده دیدم از بعد دیگری هم این بازار رو بازاری ضربه خورده از حیث کمبود نیروی کار متخصص یافتم.

نیروی متخصص بعنوان قلب تپنده در هر صنف یا بیزنس نقش تعیین کننده ایی پیدا میکنه. در بازار آی تی ایران نیز نیروی حرفه ایی تازه نفس از دو سو بطور کلی مورد کم توجهی و کم لطفی قرار گرفته، ۱-از طرف کارفرما و ۲- از طرف خود نیروهای به اصطلاح حرفه ایی تازه نفس.

اینجا قصد ندارم در مورد کارفرما چیزی بنویسم، بیشتر قصدم نقد خود نیروهای جوانی هست که بدون هیچ تجربه ایی به بازار کار روانه میشوند، چرا که به شدت معتقدم که  “از ماست که بر ماست”.

قبل از اینکه بخوام چیزی بگم یه داستان شاید تکراری رو اینجا کپی میکنم، منبع اون رو نمیدونم ولی خوندنش حتی برای چندمین بار شاید خالی از لطف نباشه:

شخصی در خواب دید که با خداوند مناجات می کند: “خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟”

خداوند آن شخص را به سمت دو در هدایت کرد و فرمود اول جهنم را ببین، و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف بزگ غذای لذیذ و خوش بو بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد! اما افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

شخص با دیدن این صحنه ها غمگین شد.خداوند فرمود: این از جهنم، برویم بهشت را نشانت دهم.

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف غذا روی آن، افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. آن بنده خدا گفت: “نمی فهمم!” خداوند جواب داد: “ساده است! اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!”

 

مثل داستان(ک) بالا، زندگی روزمره ما هم برپایه اصل کمک کردن به یکدیگر بنانهاده شده، اگر شما بعنوان یک نیروی تازه نفس در بازار کار نیاز داری که جایی استخدام بشی و کار کنی باید این اصل روهم به یاد داشته باشی که کارفرما دنبال اینه که بدونه تو چه کار کردی، معمولاً کارفرما برای همین دلیل از شما روزمه میخواد.

جاهایی که میرم و یا چندجایی که مشغول هستم مشکل نیروی انسانی یکی از مسائلی هست که شرکتها هر روز با اون دست به گریبانند، یکی از نبود نیروی مجرب در زمینه ORM و OOP میناله اون یکی از نبود نیروی انسانی در توسعه نرم افزار تحت ویندوز موبایلش!

وقتی خود شما  به عنوان یک نیروی تازه نفس حاضر نیستی حتی یک ساعت مجانی به کسی کمک کنی یا در بدترین حالت به کسی “کولی” بدی نباید  انتظار پهن شدن فرش قرمز زیر پاهای مبارک رو داشته باشی!

دوستان جویای کاری که دم از بیکاری و یا سخت شدن شرایط کار میزنید، این رو به یاد داشته باشید که همه جای دنیای کارهایی هستند که مجبورید با قیمتهای خیلی خیلی پایین و یا حتی مجانی انجام بدهید برای پر کردن رزومه، والا با یک رزومه پر از خالی نمیتوانید هیچجا استخدام شوید مگر با پارتی بازی! شما اگر نتونی کارهای ساده دور و برت رو انجام بدی و تبدیل به یک فرصت بکنی چطور انتظار داری که یک کارفرما به شما اطمینان بکنه و بیزنسش رو برعهده شما بذاره؟

مسئله بعدی که میخوام به اون اشاره کنم، ترس از کار جدید هست که اتفاقاً توی نیروی های بعضاً حرفه ایی هم دیده میشه! من فکر نمیکنم “کاری توی این دنیا بشه پیدا کرد که بدون مخاطره باشه”، این مسئله رو برای این پیش کشیدم چون توی چندتا وبلاگ و به اصطلاح خبرنامه خوندم که از شرایط سخت کار در دنیای آی تی ناراضی بودند. البته که این صنعت فوق العاده صنعت جوان و رو به پیشرفتیه و از سرعت پیشرفت اون هیچ اجتنابی نیست ولی مطمئناً توی هر بیزنس دیگه ایی هم که باشید مطئمناً همه مسائل با یک “راه حل” حل نمیشوند والا به شخص حرفه ایی مورد نظر پولی پرداخت نمیشد بابت حل مسئله! در واقع اگر بدنبال یک نسخه برای همه دردها باشید مطمئناً راه به جایی نخواهید برد و کماکان با رزومه ایی پر از خالی روبرو خواهید بود.

مسئله سومی که من شاهد اون بودم توی نیروی کار حرفه ایی تازه نفس، دیر جذب بازار کار شدن هست، آقایون، خانومها لطفاً قبل از اینکه کار پیدا کنید کلاسهای تقویتیتون رو برید. چه دلیلی داره که همیشه “نوش دارو بعد از مرگ سهراب” نوش جان کنید؟ چرا باید بیشترین ترافیک کلاسها فقط در پنجشنبه ها و جمعه ها باشه؟

چه دلیلی داره بعد از ۲۳ سال زندگی تازه جذب بازار کار بشید؟ یعنی واقعاً حتی بقال محله تون هم به فکرش نرسیده که بخواد یه سیستم حسابداری ساده روی کامپیوترش حتی اگه شده با اکسس یا اکسل داشته باشه؟

به نظر من، بیشترین جفایی که در حق نیروی کار حرفه ایی تازه نفس داره میشه از طرف خودش به خودش هست و هیچکس این وسط مقصر نیست جز حس تنبلی و رخوّت بی حد و اندازه ایی که تو خیلی از ماها بوجود اومده و تنها راه حل مقابله با این مسئله کار کردن هست.

تنها نصیحتی که بهتون میتونم بکنم اینه که سعی کنید تجربه کسب کنید و از کار کردن نترسید، درهرصورت چه شما حرفه ایی بشید چه نشید شخص بیزنسمن در صورتی که کارش جایی گره بخوره و نتونه از نیروی وطنی استفاده بکنه از برادران هندی و چینی کمک میگیره برای حل مشکلش! به نظر من تنها چیزهایی که میتونه شما رو کمک بکنه سه چیز هست :

۱- حس تعهد به کار

۲- شجاعت

۳- روحیه تحقیق و یادگیری

چطور با VLC فیلمهای سه بعدی را دو بعدی ببینیم

اگر شما هم مثل من هنوز به نمایشگرهای سه بعدی دسترسی ندارین ولی گاهاً فیلمهای سه بعدی بطور اتفاقی به دستتون میرسه که نمیتونید اونها رو درست ببینید میتونید از تکنیک زیر استفاده کنید.

لوازم مورد نیاز:

۱-VLC

۲-یک عدد فیلم سه بعدی!!!

نرم افزار VLC رو احتمالاً میشناسید اگر هم نمیشناسید میتونید از اینجا دانلود کنید(اپن سورسه و مجانی)، این نرم افزار بقول یکی از دوستان بغیر از پوست خربزه همه چی پخش میکنه، در واقع این نرم افزار یک نرم افزار پخش فایلهای ویدوئی و صوتی با فرمتهای مختلف هست.vlcsnap-2013-08-27-01h51m41s163تصویر بالا یک فیلم سه بعدی هست که بنده بطور اشتباهی اون رو دانلود کردم.

برای اینکه بتونید فیلم سه بعدی رو به یک فیلم معمولی که قابل دیدن در همه نوع نمایشگری باشه تبدیل کنید اولین کاری که باید بکنید crop کردن تصویر فیلم از وسط هست، معمولاً فیلمهای سه بعدی با کیفیت full-HD دارای دو تصویر ۹۶۰ پیکسلی هستند یا بعبارتی طول ۱۹۲۰ پیکسلی صفحه به دو قسمت مساوی ۹۶۰ پیکسلی تقسیم شده.

برای اینکار میتونید از منوی tools گزینه effects and filters را انتخاب کنید تا صفحه ایی مانند صفحه زیر باز شود

منوی تنظیمات vlc

منوی تنظیمات vlc

طبق شکل بالا منوی مربوطه را انتخاب کنید سپس در صورتی که فیلم شما با کیفیت ۱۹۲۰در۱۰۸۰ هست مقدار ۹۶۰ را در باکس سمت راست با کادر قرمز رنگ مشخص شده است وارد کنید، اگر کیفیت فیلم شما پایین تر از عدد ذکر شده است، مقدار طول فیلم را پیدا کرده و تقسیم بر ۲ کنید.

در قدم بعد شما فقط با یک تصویر روبرو خواهید بود، منتها با یک اشکال دیگر مواجه خواهید بود و آن اینکه فیلم در حال حاضر فقط در وسط صفحه بصورت یک باکس با نوار مشکی کاملاً ضخیمی در حال اجرا شدن است، برای درست کردن مقدار aspect ratio آن باید به منوی tools رفته و گزینه preferences را انتخاب کنید و سپس مانند شکل زیر مقدار ۳۲:۹ را در باکس force aspect ratio وارد کنیدvlc2و بعد از آن طبق شکل زیر عمل نمایید.

vlc3

حالا با خیال راحت صفحه را full screen کرده و از تماشای فیلم لذت ببرید.

توصیه های بهداشتی برای برنامه نویس شدن

در پست قبلی که نوشته بودم اشاره ایی داشتم به هدر دادن فرصتها توسط داوطلبین و برنامه نویس های حاضر به کار و بازخورد نسبتاً خوبی از مخاطبین بصورت کامنت در همین وب سایت و وب سایتهای شبکه های اجتماعی گرفتم، برام جالب بود که خیلی از دوستانی که حاضر به فعالیت در حوزه آی تی هستند به نکته حقوق و دستمزد اشاره کردند ولی یادشون رفت در مورد کیفیت کار خودشون چیزی بگن.

برای همین مسئله تصمیم گرفتم چندین نکته که بصورت تجربی در زمینه برنامه نویس شدن رو یاد گرفتم اینجا ذکر کنم بلکه به درد دوستان هم بخوره:

۱- استراحت نکنید

اگر میخواهید به جمع برنامه نویسان بپیوندید این نکته رو یادتون باشه که هیچ comfort zoneیی در برنامه نویسی وجود نداره، همه چیز جدیده از مشکلاتی که بر سر راه شما قرار میگیره تا تکنولوژیهایی که هرروز عوض میشه، پس اگر دوست دارید قدم در دنیای برنامه نویسی بگذارید اونهم بطور جدی و نه آماتور، خودتون رو برای درگیری های ذهنی روزانه آماده کنید.

۲-به هیچ شرکتی اعتماد نکنید

قبل از اینکه بخوام این نکته رو بسط بدم یک سوال میپرسم، ما برای چی برنامه مینویسیم؟

قطع به یقین جواب خیلی از دوستان “کسب درآمد” خواهد بود، پس بدونید غولهایی هستند به مراتب از نظر فکری و مالی بزرگتر از من و شما که اونها هم برای “کسب درآمد” و نه کار خیرخواهانه شروع به تولید ابزارها و ملزومات برنامه نویسی کرده اند، شرکتهایی مثل مایکروسافت، اوراکل، بورلند، اپل و … هیچکدوم از این شرکتها خدا نیستند بلکه اونها هم آدمیزادند مثل من و شما و دقیقاً مثل من و شما خطا کار! وحی منزل هم نازل نشده که برفرض مایکروسافت بهترین راه حلهای نرم افزاری رو ارائه میده و یا اوراکل در همه شرایط بهترین نرم افزارها رو ارائه میده. کما اینکه همین شرکتهای معظم در خیلی از برحه های زمانی خطی مشی کلی سازمانشون رو تغییر دادند و باعث مشکلات فراوانی برای مشتریانشون شدند، پس هیچوقت به هیچ شرکتی عشق نورزید چون اونها هم عاشق مشتریانشون نیستند!

۳-کار گروهی یاد بگیرید

من یه مثالی رو سرکلاسهام میزنم در مورد نان و نحوه درست شدن اون و اینکه حداقل افرادی که برای به دست آمدن آرد و سپس پخت نان لازمه ۲نفر هست (البته مسلماً میشه همه کارهای مربوط به تهیه و پخت نان رو یک نفری انجام داد ولی این پروسه واقعاً طاقت فرسا میشه). خب حالا شما فرض کنید میخواهید یک سیستم پیچیده نرم افزاری درست کنید که بایستی یک مشکل از یک بخشی از جامعه رو حل کنه چطور انتظار دارید انفرادی کار کنید با وجود پیچیدگی موجود در سیستم؟

۴-دید جهانی داشته باشید

حتماً مستحضر هستید که در مختصات جغرافیایی که ما زندگی میکنیم عملاً هیچگونه نوآوری در زمینه آی تی رخ نمیده؟ این یعنی ما game changer نیستم(بنا به هر دلیلی) پس لطف کرده همیشه توی اخبار باشید و به دنیای اطرافتون نگاه کنید ببنیید بقیه دارند با چی کار میکنند و به کدوم سمت حرکت میکنند، صرف کسب درآمد در یک یا دو سال آینده در محلی که در آن زندگی میکنید دلیلی بر تضمین شغلی برای شما در آینده نخواهد بود.

۵-به روز باشید

این نکته تلفیقی هست از نکات ۱ و ۴ اما در اینجا بیشتر منظورم یادگیری تکنولوژیهای به روز دنیا هست مثل یادگیری زبان برنامه نویسی جدید و یا یادگیری یک فریمورک جدید کار با سیستمهای جدید، مثلاً لطف کرده هر ده سال یکبار یک نسخه از اوبنتو و یا لینوکس مینت رو نصب کنید تا متوجه بشید همه دنیا ویندوز نیست!

۶-روشهای برنامه نویسیتون رو بهتر کنید

صرف اینکه از ۲۰ سال پیش تا به امروز میتونستید با یک حلقه for ساده در همه کلکسیونها و اشیا چرخ بزنید به این معنی نیست که نباید foreach رو یاد بگیرید!

۷-متعهد و با اخلاق باشید

مهمتر از برنامه نویس حرفه ایی شدن، در دنیای واقعی باید یادبگیرید که اخلاق داشته باشید، باید معنی تعهد کاری رو درک کنید، باید به این نکته توجه داشته باشید که کارفرما نیاز به افراد متخصص و متعهد داره، صرف تخصص داشتن شما رو به جایی نمیروسنه. برفرض اگر قول دادید که ۱۰ روز دیگه فلان کار رو انجام بدین حتماً اون کار رو تا همون روز انجام بدین حتی اگه شده از خوابتون بزنید، اینطوری کارفرما روی شما حتماً جور دیگه ایی حساب باز میکنه. در کنار مسئله تعهد با اخلاق بودن هم مهمه، آدمهای گنده دماغ و بی ادب در کار گروهی محکوم به شکستند!

۸-یادبگیرید تشکر کنید

این نکته هم برای تازه کارها مفیده و هم برای اونایی که فکر میکنند مادرزاد برنامه نویس بودن! یه مثلی هست که میگه “همه چیز رو همگان دانند”، پس اگر چیزی از همکار بقل دستیت و یا رفیقت یادگرفتی حتماً تشکر کن چون با اینکارت اون رو راقب میکنی بیشتر بهت یادبده و صمیمیت رو بینتون بالا میبره.

۹-اگر حقوقت کافی نیست یا محل کارت رو عوض کن یا تخصصت رو ببر بالا

این نکته هم خودش گویا هست و فکر نمیکنم چیزی برای توضیح دادن بخواد!

 ۱۰-رزومه خوب داشته باشید

حتی اگه کارتون خیلی خوب هم باشه ولی اگه ندونید که چطور خودتون رو باید برای کارفرما پرزنت کنید مطمئناً قافیه رو خواهید باخت و قیمت خودتون رو پایین خواهید آورد، تخصص شما مثل یک کالا هست که شما فروشنده اون به مشتری هستید که در این میان کارفرما نقش مشتری رو برای شما بازی میکنه پس سعی کنید یه روزمه خوب برای خودتون درست کنید، چیزی که آدم با دیدنش نه خنده ش بگیره و نه گریه ش!

امیدوارم این چندتا توصیه بهداشتی بتونه کمکی باشه برای دوستانی که نمیدونن چطوری میشه از صنعت نرم افزار بطور مستقیم کسب درآمد داشت.

محیط شاد شبکه های اجتماعی و بیکاران فعال در دنیای آی تی با مدارک مرتبط و معتبر در این زمینه!

خیلی وقت بود که این مطلب رو میخواستم بنویسم، همین الان هم که دست به نوشتن بردم از کار اصلی خودم زدم و با خودم گفتم دیگه امشب این مطلب رو مینویسم.

چند وقتی هست برای دو سه تا از شرکتهایی که باهاشون همکاری میکنم دنبال نیروی کار هستم، در سطوح مختلف هم نیروی  تازه کار و هم کار کشته و هم متوسط  میخواستند ولی انگار نه انگار از در و همسایه و دوست آشنا بگیر تا تبلیغ، خبر خاصی نبود. و نشد به این راحتیها که فکر میکردم نیرو جذب کنم. نکته جالبی که برام اهمیت داشت طیف وسیعی از فعالین در شبکه های اجتماعی هست که اکثراً هم دارای مدراک رنگ و وارنگ و یا براساس ادعای خودشون تخصص هایی در زمینه های خاص هستند که آب از لب و لوچه از هر کارفرمایی بعد از شنیدن اونها راه می‌اندازه. این نکته رو داشته باشید تا من به یه نکته دیگه هم اشاره بکنم،

طبق آمار رسمی و غیررسمی و معتبر و غیرمعتبر، همه و همه دارن میگن که آقا آمار بیکاری بالا رفته و کار برای جوانان نیست  و جوانان افسرده هستند و کم مونده همشون با هم خودکشی دسته جمعی بکنن و فلان و بمان! لذا این بنده خوش خیال هم فکر میکردم خب با این اوصاف کافیه که من چندباری درخواستم رو تو شبکه فلان و بمان منتشر کنم و تو چند تا گروه پرجمعیت که جمعیتشون بالا ۳هزار یا ۴هزار نفره کافیه یه بار یه پست بذارم تا ایمیل باکسم پر بشه از سی وی های رنگ و وارنگ ولی ذهی خیال باطل، اینجا بود که به نکته دوم پی بردم که دوستان فعال در شبکه های اجتماعی بیشتر در مد فیگور و افاده هستند تا مد پیدا کردن کار و پر کردن رزومه و ساختن آینده، حالا بماند این وسط  یه سری هم شدن ادمین اینطور گروه‌ها و نمیذارن بقیه استفاده ایی بجز به اشتراک گذاری عکس از گروهشون ببرن و هی پست های بعضاً مفید رو پاک میکنند.

کمی جدی

دوستان بیکار عزیز من، یا دوستانی که بعضاً به حقوق های نزدیک به ۱۰۰۰ یا بلکه بیشتر دلار در ماه فکر میکنید!، هیچکس نمیتونه در راه رسیدن به پول به شما یاری برسونه مگر اینکه خودتون بخواین- کمی از تجربه خودم در دنیا نشینی براتون میگم بلکه باورتون بشه هر فرصتی رو باید مغتنم شمرد.

از خوب یا بد روزگار من هم این ینگه دنیا زندگی کردم و هم اون ینگه دنیا رو تجربه کردم. در تجربه زندگی خودم در هند و هم تو تجربه زندگی در انگلستان یک چیز رو به عینه شاهد بودم اون هم غنیمت شمردن هر فرصتی برای پیدا کردن راهی بسوی پیشرفت و کمال از طرف مردمی بود که شاید کمترین چیزی از کانسپتی به نام “غنیمت شمردن وقت” نشنیده بودند، اینکه هیچکدوم از اون آدما صبر نمیکرد و اتفاقاً همه برای رسیدن به کمال(کما اینکه دنیوی باشه) عجله داشتن، حتماً میپرسین چطور؟

خیلی راحت از هر فرصتی برای بیان مشکلات خودشون استفاده میکردن، شبکه فلان و بمان و وبلاگ و … برای مثال (مرتبط) : طرف اگه بیکار میشد سریع ۱۰تا پست تو گوگل پلاس و لینکدین و غیره و ذالک میذاشت بعلاوه تو کلی شبکه کاریابی تبلیغ میکرد تا حداقل توی ماه ۱۰-۲۰ تا مصاحبه انجام بده تا بالاخره یکدومش ختم به خیر بشه.

حالا اینجا با وجود آماربیکاری بالا و عدم وجود  نیروی (واقعی) متخصص به اندازه کافی در همه زمینه ها، و با وجود اینکه کارفرما داره دنبال نیروی کار میگرده، بازهم جای تعجب داره که فعالان بیکار در شبکه های اجتماعی دنبال فی فی مو فرفری و کدوم گربه قشنگتره و ترول و مسخره بازی میرن و کلاً دنیای شاد مجازیی رو برا خودشون رقم زدن و بیخیال دنیا، شب رو به روز و روز رو به شب میرسونن!!!

چیزی نمیتونم بگم جز اینکه ای کاش کمی به خودمون بیام و بفهمیم که برای درست کردن چیزی یا جایی اول باید از خودمون شروع کنیم مطمئناً هیچکس با هل دادن به جایی نمیرسه!