بایگانی دسته: آینده

ما دقیقاً مشکلمون چیه؟

سلام

یکی از مجریان توانمند صدا و سیما که چندوقتیه زده تو خط آنلاین و داره برنامه آنلاین اجرا میکنه در کنار کارش یه سایت نظر سنجی هم راه انداخته و هر هفته تقریباً الان ۳الی ۴ هفته ایی میشه که از مخاطباش میخواد که برن تو سایت رای بدن. یعنی یه کاری که نه خرجی داره و نه اونقدر وقت و پهنای باندی از کسی میگیره که بخواد رای بده.

حالا آمار خنده دار البته به غایت گریه دار که البته از بس گریه کردیم اشکهامون به خنده تلختر از گریه تبدیل شده :

قسمت اولی که شروع به تبلیغ سایت کرده :

تعداد بازدید از برنامه اصلی :۸۷۸۱۳

قسمت دوم / تعداد بازدید :۳۱۰۶۳

قسمت سوم / تعداد بازدید :۷۵۵۸۴

جمع کل : ۱۹۴۴۶۰ نفر بازدید طی تقریباً ۳ هفته

و تعداد کسانی که رفتن در سایت مورد نظر این مجری رای دادن تا تاریخی که من دارم پست میذارم : ۷۴۴۴ نفر

این یعنی ۳  درصد از کل اون جمعیتی که “شو” این بنده خدا رو دیدن. این ۳ درصد با هیچ فرمولی نمیخونه یعنی نه میشه با قانون ۲۰/۸۰ توجیهش کرد نه با قانون ۲۰/۶۰/۲۰ و نه با هیچ قانونی که من میدونم.

خداوکیلی ما ایرانیها دنبال چی هستیم تو نت؟ تفریح؟ شادی؟ عذاب؟ پولی خرج کردن؟ وقت تلفن کردن؟ ترکون زدن به پهنای باند؟ دانلود؟

چه چیزی ما رو راضی میکنه؟ یعنی خیلی ها به اینترنت دسترسی ندارن و هرچی آمار هست کشک و پشمه؟ یا ما بلد نیستیم حتی کلیک کنیم رو لینکها؟؟؟

این پست نتیجه گیری رو به خود شما واگذار میکنه. شما بگید یه کسی که تولید محتوا میکنه تو اینترنت چی باید تولید کنه تا شماها راضی و خوشحال باشین و بخواین ازش استفاده ببرین و بطور مفتی فقط یه کلیک بکنین که طرف بفهمه چه جور شکری باید بخوره در ادامه راه.

توهمات افراد پولدار , توهمات افراد بی پول

چند وقتی هست که بدجور سرم شلوغ شده و نه اینکه از این سر شلوغی لذت ببرم اما مجبورم که سر خودم رو شلوغ نگه بدارم … اینکه چرا اینکار رو میکنم یک جور استراتژی هست و اینکه چه برخوردهایی رو دارم میبینم چیز دیگری.

با چند شرکت و سازمان خصوصی و دولتی بصورت مشاوره ایی کار میکنم و برخورد با آدمهای جور واجور یکی از دستاوردهای اینطور زندگی کردن میتونه باشه. در این بین اما برخورد آدمهای به ظاهر متشخصی که پیش خودشون فکر میکنند که فکرشون بیشتر از همه کار میکرده و حالا به جایی یا چیزی رسیدن برام جالبتره. اینکه وقتی باهاشون سر میز مذاکره میشینی و وقتی میخوای باهاشون معامله بکنی و اگر  ببینن سرت شلوغه اولین چیزی که ازش شکایت میکنند اینه که چرا سرت شلوغه؟؟؟ خب چرا نباید باشه؟ باید بشینم تا شاید سالی یه بار یکی از شماها بخواد دلش برا من بسوزه یه پولی به من بده؟ مسلماً اونقدر سرم رو شلوغ میکنم که کسی از امثال کسانی مثل شما که حتی به شلوغی سر من حسودی میکنند رو به پشیزی نبینم!!!

واقعاً نمیفهمم چرا بعضی ها فکر میکنند بقیه باید دست به سینه منتظر دستورات یکی دیگه باشند؟

این یک طرف قضیه از طرف دیگه قضیه :

خیلی ها هستند که کار بلد نیستند تو جامعه و متاسفانه تعدادشون هم داره روز به روز بالاتر میره نکته جالب قضیه اینه که این تعداد از افراد صرف داشتن یک تجربه نه چندان موفق توی دانشگاه و گرفتن یک مدرک آبکی از هر دانشگاهی. فکر میکنند که بایستی براشون فرش قرمز پهن بشه و هرکاری که اونا دلشون بخواد باید براشون پیدا بشه و نکته خنده دار تر اینه که این طیف از افراد فکر میکنند که هرچی که بایستی یاد میگرفتند تو دانشگاه یاد گرفتند و دیگه نیازی به هزینه کردن برای یادگیری نیست چون دیگه دانشگاه نمیرن!!! نتیجتاً خیلی وقتشون خالیه و خیلی هم علاقه به یادگیری ندارند.

من فکر میکنم دسته اولی که تو این نوشته به اون اشاره کردم خیلی با دسته دوم برخورد دارن و  فکر میکنند که اکثریت جامعه همینگونه باید باشند کما اینکه اینطور نیست.

برای دسته اول چیزی ندارم  بگم اما برای دسته دوم فقط میتونم بگم : متاسفم. متاسفم از اینکه ۴سال یا بیشتر وقتتون رو تو دانشگاه بیخود صرف کردین منبابع دانشگاه و خودتون رو حروم کردین که به این نتیجه برسید که هرچی میخواستید یاد بگیرید رو تو دانشگاه یاد گرفتین و هنوز نفهمیدین که یادگیری پایانی نداره و همچنین دیگه حاضر نیستین برای یادگیری تلاش کنید و یا هزینه کنید. امیدی به شما ها نیست و وای به آینده ایی که بخواد به دست شما افراد تن پرور بیفته!

بله تا زمانی که تفکر این باشه که برای تلاش و تعالی بایستی یک بانی پولدار باشه که از شما حمایت کنه زندگی بهتر از این نمیشه. اما اگر کمی نگاه خودتون رو عوض کنید و در کنارش تلاش کنید شاید شما هم جزو همون دسته از افرادی بشید که دنبال آدمهای دست به سینه بگردند.

تلاش کنید!

 

آینده انسان، آیا در گرو هوش مصنوعی خواهد بود؟

چند وقتی هست که بطور خاصی ذهنم به سمت رویارویی هوش مصنوعی و انسان کشیده شده بطوری که هرزمانی که وقت پیدا کردم دوره کردن فیلمهای علمی-تخیلی در این ژانر رو از قلم ننداختم، سری ترمیناتور،سری ماتریس و این آخری هم فیلم “برتری“.

وجه مشترک همه این فیلمها وجود نوعی هوش “خود آگاه” هست که انسان رو دشمن خودش میدونه و برای از بین بردن اون تلاش میکنه. اینکه بشریت برای راحتتر شدن کارهاش چطور بی مهبا تلاش میکنه به جایگاهی که شاید محکوم به تباهی هست، برسه برای من جالبه. اگر به اخبار کامپیوتر علاقه داشته باشین حتماً شنیدید که سالیانه چقدر هزینه میشه برای بهبود تفکر بخشیدن به ماشین.

مثلاً کمتر از دو ماه پیش اعلام شد کمپانی IBM تونسته کامپیوتری با توان پردازش مغز انسان بسازه لینک : http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-2720004/IBM-develops-computer-chip-one-million-neurons-functions-like-human-brain.html

یا شرکتی به نام vicarious تونسته سیستم هوشمندی بسازه برای شناسایی عکسهای کپچایی که بعضاً برای انسان هم تشخیص اونها سخته!

تمام این بحثها صرفاً  مربوط به هوش مصنوعی و یادگیری ماشین  مربوط نمیشه بلکه ریشه در نحوه استفاده ما از شبکه های اجتماعی و امکانات جدیدی داره که ما هرروز بصورت دیوانه وار از اونها استفاده میکنیم. چراکه تمامی سیستمهای هوشمند که نمونه بارز اون خود ما انسانها باشیم نیاز به “داده” داریم برای باهوش شدن و پیشرفت کردن و طبعاً میدونید وقتی در سایتهای اجتماعی شروع به ورود اطلاعات میکنیم در واقع داریم به جمع آوری اطلاعات در مورد خودمون کمک میکنیم و یا وقتی کامپویترهامون رو در درون جیبمون میذاریم و یا به مچ دستمون میبندیم و یا حتی در کفشمون جایگذاری میکنیم طبعاً اجازه میدهیم که بیشتر به حریم شخصی ما نفوذ بشه.

به نظرتون به کدم سمت پیش میریم؟ آیا واقعاً با خوشحالی تمام در حال ساخت موجودی برتر از خودمون هستیم؟ آیا سالیانه میلیونها دلار در مراکز علمی جهان سرمایه گذاری میشود تا هرچه زودتر فقط عده معدودی از ما زنده بمونند؟ آیا سرآخر کسانی مثل “تیم برنرزلی” که شروع کننده تفکر “open-data” هستند مورد سرزنش قرار خواهند گرفت؟

پ.ن : این بحث اونقدر جدی هست که افرادی مثل “ایلان ماسک” و “استفان هاوکینگز” در موردش صحبت کردند و اون رو پیش کشیدند، شاید بد نباشه کمی جدی تر به آینده خودمون فکر کنیم.